شبي
شبي كه باران فرو ميبارد،
هر قطرهاش فرشتهاي است كه بر اين كوير خشك و تافته،
در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوختهاي و جان عطشناك مزرعهاي فرو ميافتد
و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد ميدهد.
چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن
و قطرهاي از آن برپوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن،
خشك و غبار آلود زيستن و مردن
+ نوشته شده در ساعت 23 توسط چشمی
|